كتاب المسالك محمد بن رُشَيْد و غيره؛ در آثار فارسي از قبيل چهارمقالهٴ نظامي عروضي،
عجائبالمخلوقات محمدبن محمود طوسي، و جوامع الحكايات محمد عوفي؛ در آثار چيني از قبيل وصف ملل بيگانه از چائوجو - كوا؛ در آثار عبري از قبيل شَعَر هه - شمييم تأليف گرشُن بن سليمان.
تعداد زيادي از آثار لاتيني را بههمان منظور ميتوان مورد بحث و مقابله قرار داد. بيداري باختر در وهلهٴ نخست با علاقهٴ مجدد به تاريخ طبيعي پليني آشكار شد، اين كتاب قرنها رايجترين دايرةالمعارف در نوع خود بود. در طول قرون وسطا، آثاري از توجه به پليني مشهود است. پيش از ثلث اخير سدهٴ چهارم، زيماخوس بخشي از تاريخ طبيعي را براي اوسونيوس فرستاد. اين كتاب غالباً در فهرستهاي قرون وسطا ذكر شده است. نسخههايي از آن در دست داريم كه برخي متعلق به سدهٴ نهم، است.1 با اين همه براي نمونههاي مقبولتري از مطالعههاي مربوط به تاريخ طبيعي بايد منتظر نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم باشيم، تا هنگامي كه يك انسانگراي انگليسي به نام رابرت كريكليدي مجموعهاي از منتخبات تاريخ طبيعي تدوين كرد و مورخ فرانسوي روبر اهل توريني مقدمهاي بر يك مجموعهٴ ديگر نوشت.2
دايرةالمعارفهاي قرون وسطايي سدهٴ سيزدهم، ممكن است بيشتر از تاريخ طبيعي پليني الهام گرفته باشند. ما رشتهٴ طويلي از آنها را در اختيار داريم، در نيمهٴ اول اين سده، دايرةالمعارف بارتولوميوي انگليسي، آرنولد ساكسوني، و توماس كانتمپري، و
رسالهٴ نروژي؛ و در نيمهٴ دوم، مجموعهٴ مفصّل ونسان دوبووه، آلبرت كبير، و راجر بيكن. در ميان اين سه تن، بيكن كممايهترين طبيعيدان بود، او بيشتر پيرو افلاطون بود تا پليني و به رياضيات و فيزيك بيش از شگفتيهاي طبيعي توجه داشت. اگر انگيزهٴ نخستين را اثر پليني پديد آورده بود، انگيزهٴ تازهاي كه عميقتر و بهتر بود، از اكتشافات جغرافيايي پديد آمد؛ از قبيل سفرهاي آسيايي ويليام روبروكي و ديگران، ولي اين اثر تا سدهٴ بعدي، كمتر احساس ميشد. كشف كشورهاي تازه و گياوزياي تازه هميشه بيش از هر چيز ديگري موجب برانگيختن طبيعيدانان شده است؛ هنوز در عصر مورد بحثمان، نميتوانيم اين امر را مشخص كنيم، ولي در اواخر اين عصر، مشاهده ميكنيم كه اين انگيزش فعاليت خود را آغاز كرده است.